

حقیقت آن است که پاتانجلی تنها مطالب موجود پیرامون این عرفان را جمعآوری و به شیوه مناسبی مدوّن کرده است.
به گزارش نوری از بهشت، مصاف نوشت: یکی از سؤالات بسیار مهمی که پیرامون عرفانهای نوظهور از جمله یوگا وجود دارد، «تاریخ پیدایش» و «ابداع کننده این عرفانها» یا به عبارت سادهتر، این سؤال است که «عرفان مورد بحث در چه تاریخی و توسّط چه کسی به وجود آمد؟».
بزرگان یوگا عبارات مختلفی و متفاوتی را پیرامون تاریخچه این عرفان بیان کردهاند که از مجموع این عبارات میتوان دریافت از تاریخ پیدایش این عرفان و مُبدِع آن اطّلاعات دقیقی در دسترس نیست. آنچه مسلّم است، این است که حتّی رهبران و بزرگان این عرفان نیز آگاهی دقیقی نسبت به تاریخ پیدایش یوگا ندارند. به عنوان مثال، مجید موقّر که یکی از نخستین مروّجین یوگا در دوران پهلوی و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به حساب میآید، در یکی از آثار خود مدّعی شده که یوگا قدمتی دو هزار و پانصد ساله داشته (1) و در یکی دیگر از مقالات خود قدمت یوگا را بیش از پنج هزار سال دانسته است(2). با این حال، مجسّمههایی که در مناطق باستانی هند یافت شده و کتب مربوط به «وداها» که جزو کهنترین کتب دینی هند محسوب میگردد، حاکی از آن است یوگا در قرنها پیش از میلاد حضرت مسیح (ع) در میان مردمان هند رواج دشته است.
آیین، عقاید و آداب مربوط به یوگا نخستین بار توسّط فردی به نام «پاتانجلی(3)» در کتاب «یوگا سوتره(4)» جمعآوری و تدوین شد. همین مسئله باعث شد که برخی، پاتانجلی را ابداع کننده این عرفان بدانند؛ لکن حقیقت آن است که وی تنها مطالب موجود پیرامون این عرفان را جمعآوری و به شیوه مناسبی مدوّن کرده است(5).
یوگا جلوه عملی طرز تفکّر به اصطلاح فلسفی«سانکهیه(6)» بوده و تنها تفاوت این دو، در آن است که عرفان یوگا برخلاف سانکهیه، خدایی به نام «ایشوارا» را باور دارد(7). در توضیح پیرامون سانکهیه کهنترین و برجستهترین دیدگاه عقلانی در میان هندوان بوده که عمری همپای کتاب «اوپنیشادها» دارد و از وسعت و اهمیّت ویژهای در میان هندوان برخوردار بوده و هست. بنیانگذار سانکهیه، شخصی به نام «کپیله(8)» بوده که حدود یک سده پیش از بودا در هندوستان میزیسته است(9) و حتّی بودا نیز پیش از طرح ادّعای پیامبری، به تحصیل سانکهیه پرداخته است(10). با بررسی مسلک سانکهیه میتوان دریافت که این دیدگاه هیچ اعتقادی به خدا نداشته و بر پایه ثنویت استوار شده است(11).
پاتانجلی تمامی عقاید سانکهیه را پذیرفت و سعی کرد تا با ارائه یک خداشناسی صوری، خود را در تقابل با جامعه مؤمنان و خداگرایان هندی و عموم مردم قرار ندهد و بدین ترتیب، در جهت دستیابی به مقبولیّتی همگانی دست پیدا کند(12). از همین رو میتوان گفت «ایمان به خدا» در یوگا، امری بود که پاتانجلی اعتقادی بدان نداشته و صرفاً به منظور فریب عوام و جلوگیری از مبارزات احتمالی با عقاید خود، آن را در میان اعتقادات یوگا قرار داد. پاتانجلی همچنین از اصطلاح ایشورا یا همان ارتباط خدای متشخّص به عنوان بهترین و لطیفترین مراقبه در مراتب بالای سمادهی استفاده کرد. جالب آنکه پاتانجلی در عین اعتقاد به خدا عقیده به تناسخ و رنج جهانی را نیز بر طبق سنّت هندی پذیرفت. وی هدف سلوک یوگایی را تمرکز و مراقبه معرّفی کرد و اعلام داشت تمامی تعالیم و دستورات این آیین، روشی در جهت دستیابی به تمرکز است نه رسیدن به خدا(13).
در یادداشتهای بعدی توضیحات بیشتری پیرامون عقاید این عرفان نوظهور ارائه خواهد شد، إن شاء الله ...
به یاری خدا ادامه دارد...
فهرست منابع:
1. موقّر، مجید؛ مقاله «انعکاس یوگا در ایران و جهان»، فصلنامه مهر، پاییز 1343، ص 2.
2. همو؛ مقاله «اصطلاحات یوگا (1): مربوط به تجربه من با یوگا»، فصلنامه مهر، مهر 1346، ص 516.
3. در برخی از منابع فارسی از این شخص با نام «پاتنجلی»، «پاتانجالی» و «پتنجلی» نیز یاد شده است.
4. در برخی از منابع فارسی از این کتاب با عنوان «یوگا سوترا» و «پاتان جالا- سوتر» یاد شده است. این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه شده و با عنوان «هستی بیکوشش» مورد انتشار قرار گرفته است.
5. الیاده، میرچا؛ مقاله «یوگا»، ترجمه احمد شاکرنژاد، فصلنامه هفت آسمان، زمستان 1386، ص 98.
6. در برخی از منابع فارسی عنوان «سانک هیا» برای این طرز تقکّر به اصطلاح فلسفی بکار رفته است.
7. سیّد، سیّده آسیه و سالاری، عزیز الله؛ مقاله «ارزیابی مکتب یوگا در ترازوی قرآن، برهان و عرفان»، فصلنامه مطالعات قرآن، شماره 18، تابستان 1393، ص 98.
8. در برخی از منابع از وی با عنوان «کاپی لا» یاد شده است.
9. سیّد، سیّده آسیه و سالاری، عزیز الله؛ پیشین، ص 98.
10. راداکریشنان، سروپالی؛ تاریخ فلسفه شرق و غرب، ترجمه خسرو جهانداری، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1367، ج 6، ص 245.
11. چاندرا چاتری، اساتیش و موهان داتا، دریندا؛ معرّفی مکتبهای فلسفی هند، ترجمه دکتر فرناز ناظرزاده کرمانی، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1384، صص 145-151.
12. Eliade, Mircea; Patanjali and Yoga, Trans by Charles Lam markmann, New York, 1975, Pp 86-90.
13. همانجا.